أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
724
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
صاف و كلفت است . پاها و دستهاى زنان را با آن قياس مىكنند ، درست همان گونه كه آنها را [ با ساقه ] خروع قياس مىكنند . او [ سپس ] مىگويد كه [ عشر ] برگهاى پهن دارد و به بالا مىرويد ، در قندش تلخى احساس مىشود . رويش بادكردگى 13 پديدار مىشود كه در درونش آتشافروز وجود دارد و بهتر از آن براى آتش افروختن يافت نمىشود . ( 1 ) . نام عربى اين گياهان : Calotropis procera R . Br . ( ميمون ، 178 ؛ عيسى ، 2 37 ؛ I , Low ، 281 ) ، Asclepias gigantea R . Br . ، مترادف Calotropis gigantea R . Br . ( ابو منصور ، 408 ؛ عيسى ، 20 23 ) ، Asclepias procera L . ( سراپيون ، 237 ) . قس . ابن سينا ، 548 . ( 2 ) . نسخهء الف : سمليل ، نسخهء فارسى : سيملس ، بايد خواند تيثيملّس - يونانى ، تئوفراست ، 558 ؛ ديوسكوريد ، IV ، 115 . ( 3 ) . ديودار ، نك . شمارهء 450 . ( 4 ) . يتوع - نام عمومى گياهان شيرابهدار ، نك . شمارهء 1112 . ( 5 ) . نسخهء الف : انطاليا - يونانى - نام قديمى آسياى صغير . نسخههاى فارسى و پ : انطاكيه . در ترجمهء عربى ديوسكوريد ، IV ، 115 چنين واژهاى وجود ندارد ، در آنجا واژهء « عشر » نوشته نشده است . ( 6 ) . سكّر العشر - من قندى عشر ؛ قس . ابن سينا ، 514 ؛ سراپيون ، 541 . ( 7 ) . الخرفع ، قس . ابو حنيفه ، 312 ؛ لسان العرب ، VIII ، 70 ؛ I , Dozy ، 364 . ( 8 ) . ثمرة الخرفع ، بايد خواند ثمره الخرفع ، قس . ابو حنيفه ، 312 : ثمر العشر الخرفع . ( 9 ) . ابن بيطار ، دستنويس ، ورق 398 الف روشنتر مىگويد : « اين [ شيرابه ] را براى خيساندن پوست در تغار مىريزند و همراه با آن ، پوست را مىخيسانند ، در نتيجه رويش نه مو مىماند و نه كرك » ، قس . II , Dozy ، 715 . ( 10 ) * . متن اين قطعه ظاهرا مرتب نيست ، ترجمهء مشروط است . نسخهء فارسى : « عادت آن است كه ميوه او بشكافد به شكل [ كپسول ] پنبه ، چنانكه ذكر كرديم ، و دانه او بر زمين افتد » . ( 11 ) . الشبه بالعقرب - ترجمهء يونانى . در ترجمهء عربى ديوسكوريد ( ص 571 ) سقربيويذاس در تكملههايى براى چهارمين مقاله ، به عنوان گياهى جداگانه آورده مىشود . ( 12 ) . كژدمك فارسى ، از كژدم - عقرب . نسخهء فارسى : « به درختى ماند كه پارسيان او را « درخت كژدمك » گويند » . ( 13 ) . نسخهء الف : تفاح ، بايد خواند نفّاخ ، قس . لسان العرب ، IV ، 574 . ( 14 ) . در حاشيهء نسخهء الف ، ورق 90 الف افزوده شده است : « مىگويند كه عشر گياهى است [ با اندازهء ] متوسط ، در ناحيهء كج [ ؟ ] مىرويد . از اطرافش شيرابهاى تراوش مىكند كه يك قيراط آن موجب اسهال مىشود . برگهايش ضخيم و پهناند . اهالى كج آن را « كرك » مىنامند . مىگويند كه ريشهء اين گياه خربق